در دنیای امروز که حجم بالایی از اطلاعات و اخبار در شبکههای اجتماعی و رسانهها لحظهبهلحظه در حال انتشار است، توانایی تحلیل، ارزیابی و تشخیص به مهارتی ضروری تبدیل شده است.
متخصصان ارتباطات و رسانه بارها تأکید کردهاند که آموزش این مهارت باید از دوران ابتدایی در نظام آموزشی کشور آغاز شود. علاوه بر آن، رسانهها، نهادهای فرهنگی و سازمانهای آموزشی نیز وظیفه دارند با تولید محتوای آموزشی، برگزاری کارگاهها و ایجاد فضاهای تعاملی، دانش رسانهای مردم را ارتقا دهند.
بدون تردید، جامعهای که اعضای آن توانایی تحلیل پیامهای رسانهای را داشته باشند، کمتر تحت تأثیر عملیات روانی و تبلیغات هدفمند قرار میگیرند و با بینشی روشنتر میتوانند در مسیر پیشرفت و توسعه گام بردارند.
در مقابل، جامعهای که فاقد این توانمندی باشد، همانند شهری بیدفاع در برابر حملات رسانهای خواهد بود. در چنین فضایی، کوچکترین موج رسانهای میتواند آرامش اجتماعی را بر هم زند و پایههای فکری جامعه را سست کند. به همین دلیل، آموزش سواد رسانهای باید در سطحی راهبردی و کلان دیده شود، نه صرفاً یک انتخاب اختیاری یا شخصی.
از دیدگاه جامعهشناسی، نادیده گرفتن اهمیت سواد رسانهای میتواند منجر به تعمیق شکافهای اجتماعی، تضعیف اعتماد عمومی و حتی آسیب به انسجام ملی شود. از همین رو، لازم است نهادهای مسئول با تدوین برنامههای هدفمند، آموزشهای رسانهای را در تمام سطوح جامعه گسترش دهند.
در نهایت، جامعهای که شهروندان آن مجهز به ابزارهای تحلیل رسانهای باشند، نهتنها در برابر هجمههای رسانهای آسیبناپذیرتر خواهد بود، بلکه میتواند نقش مؤثرتری در تحقق توسعه پایدار ایفا کند.
سواد رسانهای، در واقع، سپر حفاظتی ملتها در برابر تهاجم اطلاعاتی و جنگهای نرم است؛ سپری که در جهان امروز، کارکرد آن از هر زمان دیگری ضروریتر و حیاتیتر شده است.
از نظام آموزشی تا نهادهای فرهنگی، رسانههای دینی، و حتی همکاری میان کشورهای اسلامی در تولید محتوای آموزشی، برگزاری نشستهای تخصصی و ترویج روحیه تحلیل انتقادی، همگی میتوانند نقشی مؤثر در تقویت انسجام فکری و فرهنگی جوامع ایفا کنند.